السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 126
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
ميان ابراهيم و حسن بن سهل درگرفته ، و مردم بخاطر مقامى كه فضل و برادرش در نزد تو دارند و بواسطه اينكه تو مرا بعد از خود بوليعهدى انتخاب كردهاى « 1 » از تو روگردان شدهاند . مامون گفت از سپاهيان من چه كسانى از اين موضوعات آگاهند ، حضرت نام عدهاى را برد كه از رجال سپاهيان بودند ، و آنها را در نزد مامون حاضر كرد ، پس از آنكه مامون به آنها تامين داد كه آنها را نكشد و كتبا نوشت ، جريان شورش مردم بغداد و اطراف را برايش بيان كردند ، وقتىكه فضل از اين قضيه آگاه شد ، به بعضى از آن رجال تازيانه زد ، بعضى را زندانى كرد ، دستور داد ريش بعضى از آنها را كندند ، آنها نزد حضرت رضا برگشته تعديات فضل را برايش گفتند ، حضرت هم جريان فضل را به مامون گفت . پايان ولايتعهدى رضا ، و وزارت فضل مامون برايش مسلم شد كه بغداد مركز خلافت عباسى عليه او قيام كردهاند 33 هزار نفر از بنى عباس بدشمنى او برخواستهاند « 2 » بخاطر اينكه او به حضرت رضا ( ع ) بيعت كرده براى خلافتش و همچنين
--> ( 1 ) - طبرى در جلد 7 ص 132 ، تاريخ خود و ابن الاثير در جلد 6 ص 110 خود مىنويسد ، فاسقان حزبى و كسانى كه در بغداد و كرخه هستند ، مردم را بشدت اذيت مىكردند ، راهها را قطع مىكردند ، بچهها و زنهاى مردم را بطور علنى مىگرفتند ، مردم در راهها و در دريا ايمن نبودند ، شورشيان به ( آبادى قطويل ) حمله كرده آنجا را غارت نمودند به بغداد وارد شده از مردم بيعت مىگرفتند ، كسى نبود جلو آنها را بگيرد زيرا آنها همه اين كارها را بدستور پادشاه مىكردند . ( 2 ) - نقل از مروج الذهب جلد 3 ص 332 .